يحيى بن احمد عبد الله السيهرندى

53

تاريخ مبارك شاهى ( فارسى )

و ايّمه و قضات در قصر دولتخانه بر تخت سلطنت جلوس فرمود - خلق شهر از معارف « 1 » و مشاهير به تمام با او بيعت كردند - جمله كارداران جدّ را بر اشغال قديم مقرر داشت - فامّا چند نفر را اشغال جديد تعين كردن فرمود - چنان كه ملك تركي « 2 » خاص حاجب شد - و ملك نظام الدين عهدهء « 3 » داد بكى يافت ملك جاورجى « 4 » سرجاندار گشت - و خواجه خطير الدين را خواجهء جهان خطاب كرد - چون مدت شش ماه بگذشت سلطان معز الدين در قصر كيلوكهري روز جمعه بار عام داد - به جهت دست « 5 » آوردن بعضى امراى نو مسلمانان حيله كرد « 6 » - عرضه داشتى از زبان امير ملتان نبشتن فرمود - مضمون آنكه زمرهء ملاعين در حدود ملتان با لشكر انبوه آمده بود - بندهء كمينه لشكر منصور را مستعد كرده بر ملاعين زد - و ايشان را از اقبال بادشاه منهزم گردانيد « 7 » - الغرض چون فتح‌نامه بر عامهء خلق بآواز بلند خواندند فرمان شد تا امرا و ملوك هر يكى بيايند و مباركباد كنند - ملك نظام الملك با خيل خويش مستعد بالاى كوشك بود - چون امرا و ملوك به جهت تهنيت آمدند ملك بيگ « 8 » سارق امير حاجب و ملك غازي وكيل در و ملك كريم الدين نايب باربك و ملك بهرام آخور بك و ملك جاورجى سرجاندار و ملك مغلتى مصلى دار را بگرفتند - و مغلتى و جاورجى را جلا كردند - و امراى ديگر را شهيد گردانيدند - بعده ملك شاهك امير حاجب شد و ازبر خان خطاب كردند - امير على سرجاندار شد - و احمد فخر وكيل دژ

--> ( 1 ) M . معارف مشاهير ( 2 ) Barani , p . 126 ملك اختيار الدين تركي ( 3 ) M . omits عهده ( 4 ) M . جاورحي ( 5 ) M . omits دست ( 6 ) M . نو مسلمان خيل كرده ( 7 ) M . گردانيده ( 8 ) M . ملك بيل سارق